🌺 این‌گونه بود ...

کوتاه‌نوشت‌هایی از سیره و سبک زندگانی آیت‌الله بهجت قدس‌سره:

🍃 هر سال تابستان‌ها می‌آمد مشهد. در حرم همراهش شده بودم. ایستاده زیارت می‌کرد.

🍃 من اما بعد از مدتی خسته می‌شدم. این‌پا و آن‌پا می‌کردم. بیشتر که خسته می‌شدم، می‌نشستم. باز از نشستن خسته می‌شدم، می‌ایستادم.

🍃 اما پیرمرد تمام مدت ایستاده مقابل مرقد مطهر زیارت می‌کرد و ذکر  می‌گفت. معمولاً زیارتش دو ساعتی طول می‌کشید.

🍃 یک‌بار از حرم که بیرون آمدند، از ایشان پرسیدم: «شما خسته  نمی‌شوید؟! ما که جوانیم، از پا افتادیم!»
جوابی ندادند.

🍃 زیارت که تمام می‌شد، تازه صحن‌های حرم امام رضا علیه‌السلام شروع می‌شد، به صحن‌ها می‌رفت، همه را یاد می‌کرد؛ سر مزار علما می‌رفت و برایشان فاتحه می‌خواند.

🍃 یک بار از صحن که بیرون آمد، به من اشاره کرد: «بیا!»، از جیبش پولی درآورد و به من داد و گفت:  «برو عطاری، داروی «عین‌شین‌قاف» بگیر تا خسته نشوی!»

📚 این بهشت، آن بهشت، ص ۳۱ و ۳۲؛ بر اساس خاطره‌ی یکی از همراهان آقا

🆔 @Foratsabz